اگر دلقک کاخ سفید خطونشانهای مکرر خود را پس گرفته و عقبنشینی میکند و به نام مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس خرج میکند، امیدوار است واگرایی این کشورها را با امریکا کاهش دهد، ولی به رغم تجمع امکانات گسترده و فرسوده نظامی و بخش مهمی از نظامیان امریکایی، به خوبی درک میکند که قمار تکرار جنگی گستردهتر از جنگ ۴۰ روزه در انتظار آنهاست. کینهتوزی حاکمان امریکایی و غربی و صهیونی و طمعورزی و اشتهای آنان، که با بهانههای گوناگون به دنبال حفظ هژمونی و سیطره جهانی هستند، بیپایان است و ترفندهای گوناگون و هدفگذاریهای مختلف آنان به یک سراب و توهم شباهت دارد، چرا که شرایط امروز جهان با دهههای گذشته بسیار متفاوت است و دو قدرت بزرگ جهانی، عزم آشکاری برای مقابله هوشمند با راهبردهای جهانی امریکا دارند و مهمتر از آن اینکه درخت انقلاب اسلامی با ریشهدار شدن در داخل کشور و منطقه و جهان، نهال آسیبپذیر چهار دهه قبل نیست و اهرمهای استراتژیک و ویرانگری در اختیار دارد که تمامی دارایی غارتگرانه استعمار غرب و صهیونیسم را در مرز خاکستر شدن قرار میدهد.
سابقه و لیست جرائم و جنایات و غارتگری امریکا، غرب و رژیم صهیونیستی فقط منحصر به نزدیک به پنج دهه گذشته در قبال مردم ایران نیست و باید آن را حداقل در یک سده گذشته برشمرد. خودشیفتگان کاخ سفید و جانیان صهیونیسم امروز برای سیطره بر جهان و مقابله سرنوشتساز با چین و روسیه، عزم خود را نه فقط بر سیطره بر غرب آسیا و ایران و مقاومت، بلکه بر نابودی و بردگی ملتهای منطقه و ویرانی دین و تمدن و ارزشهای این منطقه و به ویژه ایران قرار دادند و بر آن اصرار دارند و علناً بر زبان میرانند. همانگونه که امام خمینی رحمتالله علیه فرمودند: «اگر با دین ما وارد جنگ شوید، تمام دنیایتان را ویران میکنیم». ترامپ که دلقک خودشیفته و مجموعه پاچهخوار صهیونیسم را به دور خود جمع کرده، مأمور اجرای این پروژه قدرتهای سایه در امریکا و غرب و صهیونیسم جهانی است. عدوان جدید امریکا و رژیم صهیونی و غرب در۸۰روز گذشته به خوبی آشکار کرد که بخش مهمی از برنامه آنها معطوف به هژمونیسازی جهانی و کسب اهرمهای مهارکننده و تسلیمکننده چین و روسیه است، که این قدرتها به خوبی بدان آگاهند.
عربدههای ترامپ و تهدیدات نخنمای وی پیش از اینکه امکان عملی داشته باشد، از ترس و نگرانی واکنش و پاسخ ایران در تراز جدید، برای کسب حداقلهای امتیاز مذاکراتی است. دستور کار مذاکراتی و سرفصلهای مطالبهگری ایران از سوی مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای لیست شده و حتی اگر ضروری باشد تا آن سوی دنیا دشمن را برای پرداخت غرامت جنایت دنبال میکنیم، ولی در قبال رجزخوانیهای جدید ترامپ، به جز قدرت یکپارچه و عزم ملی در پاسخ منطقهای و فرامنطقهای از سوی ایران، دو اهرم در اولویتهای پاسخ به متجاوز در دستور کار است، که هست و نیست آنها را در لحظه و تا دهها سال به محاق خواهد برد. امروز در بسیاری از نقاط جهان سخن از تنگه هرمز و کارکردهای آن در عرصه جهانی است که باید کابلهای فیبر نوری در کف تنگه هرمز بدان افزوده شود و بر هیچکس پوشیده نیست که این کابلها دارای چه ارزشی برای امریکا، رژیم صهیونیستی و غرب وحشی است و تمامی ابزارهای نرم و مالی و ارتباطی و هماهنگی آنها را در کنترل و موقعیت اقدام ایران قرار میدهد.
اینگونه نیست که تهاجم به مراکز انرژی، نفت، تأسیسات گوناگون و حیاتی در ایران، فقط با واکنش و پاسخ نظامی روبهرو شود که وسیعتر از گذشته تمامی منطقه به آتش کشیده میشود، بلکه شیشه عمر آنها در تنگه هرمز و کابلهای فیبر نوری، هستی امریکا و رژیم صهیونیستی و غرب را به اولویت پاسخ ایران میافزاید. این موازنه راهبردی در پاسخ، دلیل روشن عقبنشینی از گزینه جنگ علیه ایران است و سینهخیز رفتن ترامپ، در تبادل پیامهای مذاکراتی که بار دیگر وزیر کشور پاکستان را عازم تهران کرده، فقط در مسیر چارچوبهای مطالبهگری رهبری معظم انقلاب و مردم ایران به پیش خواهد رفت. حتی اگر به صورت یکطرفه از تجاوز و جنگ خارج شوند و در مذاکرات به توافق و پذیرش حقوق ایران تن ندهند، ابزارهای راهبردی ایران آنها را رها نمیکند و تاوان همه چیز را خواهند پرداخت. کشورهای عربی منطقه اگر آیندهای آرام و باثبات و بامودت میخواهند، ناچار هستند با هرچه در اختیار دارند بر رژیم صهیونی و امریکا و غرب افسار بزنند و سرنوشت خود را به دزدان دریایی و جانیان و نژادپرستان گره نزنند.